برف بازی
باباجون این خداحق داره نمیگذاره اینجابرف بیاد !!!!!
امروز ساعت ده بودماشینوروشن کردم زدم بیرون ،اومدم روخیابون .
همه جاسفیدپوش بود،بچه هاخوشحال ومشغول برف بازی بودند.
ماهم خداراشکرکردیم وبرابچه ها که آدم برفی درست میکردند
بوقی زدیم ورفتیم.
رسیدیم روبروی دبستان ارشاددیدم حدودسی نفرایستادندوتودست هر
کدومشون یه گلوله برف!!!امیری قابلمه تامارادید به بچه هاگفت بچاناصر
(البته لب خونی کردم)نگاه کردم شیشه ها بالابودگفتیم خب مشکلی
نیس ،همینطورکه نزدیک شدیم دستهارابه عنوان تسلیم بالابردیم ودستی
به صورت کشیدیم وریشی گروگذاشتیم!!!فقط شانس اوردیم توماشین
بودیم !!رگباربرف سرازیرشد !گازماشینوگرفتیم وشانس آوردیم توجدول
نخوردیم !!ردشدیم وگفتیم خدایاتوکه میدونی بچه بیسکونی ظرفیت نداره
پس چرابرف نازل میکنی !!!؟؟
خدایاشکرت 9سال پیش یک چنین برفی اومد!!! .خدایابخاطردادها وندادهات
شکرت میکنیم.ازاینکه مردموخوشحالکردی ممنون وسپاسگذارم.